امشب از آسمان دیده ی تو
روی شعرم ستاره میبارد
در سکوت سپید کاغذ ها
پنجه هایم جرقه میکارد
شعر دیوانه ی تب آلودم
شرمگین از شیار خواهش ها
پیکرش را دوبار میسوزد
عطش جاودان آتش ها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
از سیاهی چرا حذر کردن
شب پر از قطرهای الماس است............
اگه دوس داشتین شعرو تاآخر بخونین میتونین نظر بذارید که من بقیه ی شعرو هم بنویسم

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 13:15  توسط مریلا
|
استاد پژمان مولائی (شهنی )متولد 1354درمسجدسلیمان، ساکن یکی از محلات بزرگ و قدیمی مسجدسلیمان (بی بیان)است تحصیلات ابتدایی تا دیپلم خود را در همین شهرسپری نمود وسپس وی با رتبه ی 89در دانشگاه صنعتی اصفهان در رشته ی فیزیک به تحصیل پرداخت وپس از آن به تحصیلات در دانشگاه یزد در رشته ی فیزیک گرایش ذرات بنیادی مشغول شد وی پس از اخذ مدرک کارشناسی ارشد خود از سال 1384به عنوان هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحدمسجدسلیمان مشغول به تدریس گردید.ازشهریورسال 1388تا دی ماه 1390به عنوان معاونت پژوهشی و فناوری این واحد دانشگاهی منصوب گردید . .وی همچنین کتاب ره یافت حل مسئله در مکانیک کوانتومی که به زبان لاتین بوده را ترجمه نمود و در حال حاضر در دسترس دانشجویان رشته های فیزیک و فتونیک در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد میباشد. در حال حاضر نام برده به عنوان دبیر اجرایی اولین همایش بین المللی نانودردانشگاهای آزاد اسلامی ایران که از 18بهمن الی20بهمن با حضور اساتیدو دانشمندان بزرگ جهان در واحد مسجدسلیمان برگزارمی شود مشغول فعالیت میباشد.
این اولین پستیه که براتون گذاشتم امیدوارم خوشتون اومده باشه .
+ نوشته شده در یکشنبه دوم بهمن 1390ساعت 15:27  توسط مریلا
|